ایفای مسیولیت اجتماعی
کسب و کارها در بحران
مسئولیت اجتماعی کسبوکارها در برههای که بحران همچنان تکرار میشود از انجام یک فعالیت نوعدوستانه به عضوی از بدنه آن کسبوکار تبدیل میشود. حفظ نیروی انسانی، رساندن پزشک به مادر، ادامه آموزش کودکان یا حتی فراهم کردن چند دقیقه آرامش با یک قصه، بخشی از مسئولیتی است که کسبوکارها در برابر جامعه برعهده میگیرد. در چنین شرایطی، تابآوری کسبوکار فقط به معنای حفظ درآمد و ادامه فعالیت نیست؛ گاهی حفظ مأموریتی است که کسبوکار برای آن شکل گرفته و ارزشی که برای جامعه ایجاد میکند.
در سومین رویداد جایزه نوآوری آزاده، پنلی با موضوع مسئولیت اجتماعی کسبوکارها برگزار شد و چندین استارتآپ تجربه و فعالیتهای خود در روزهای بحرانی را روایت کردند. این روایتها نشان داد که در شرایط بحران، مسئولیت اجتماعی برای کسبوکارها تنها یک اقدام داوطلبانه نیست و میتواند بخشی از مسیر تابآوری و تداوم مأموریت آنها باشد.
فیروزه صابر، بنیانگذار انجمن زنان کارآفرین در سومین رویداد جایزه آزاده، مسئولیت اجتماعی را برخاسته از آگاهی دانست و گفت: مسئولیت اجتماعی در همین نزدیکی ماست.
از نگاه صابر، مسئولیت یعنی وظیفه و تعهدی که بهمنظور انجام فعلی برداشته میشود و هنگامی که جنبه اجتماعی به آن تعلق میگیرد بخشی از آن مربوط به آگاهی است. بنیانگذار انجمن زنان کارآفرین داشتن دغدغه را لازمه مسئولیت اجتماعی دانست و گفت که مسئولیت اجتماعی موضوعی است که آن را هم وجدان شخصی و هم انتظار پیرامونی میطلبد.
صابر یکی از موضوعات مهم مسئولیت اجتماعی سازمانها را با توجه به شرایط بحرانی یکسال اخیر حفظ، نگهداشت و توسعه نیروی انسانی عنوان کرد. بهگفته صابر، سازمانها در این شرایط باید نسبت به حفظ نیروی انسانی خود حساسیت داشته باشند.
او همچنین گفت که اگر منابع و ظرفیت سازمان برای انجام مسئولیت اجتماعی کافی نباشد و اجازه ندهد سازمان به انجام کارهایی فراتر از کار اصلی بپردازد، سازمان باید حفظ کسبوکار خود را اولویت قرار دهد.
یادگیری و توانافزایی، توسعه تفکر فراگیر، تشکلگرایی، نهادسازی و شبکهسازی، مسیرهای باز شدن دریچههای مسئولیت اجتماعی است که بنیانگذار انجمن زنان کارآفرین در سومین رویداد جایزه آزاده آنها را برشمرد.
صابر همچنین گفت که تمام حرف مسئولیت اجتماعی، بهبود زندگی اجتماعی پیرامونی است. از نظر او این امر زمانی محقق میشود که کسبوکارها، نهادهای مدنی، نهادهای توسعهگرا و خود مردم دست به دست هم در این راستا تلاش کنند و گام بردارند.
کتایون سپهری، رئیس کارگروه استارتآپی جایزه آزاده در معرفی پنل مسوولیت اجتماعی رویداد سوم جایزه آزاده، یاد آزاده داننده را گرامی داشت و گفت: به یاد او که بس آزاده بود و به غایت داننده. رئیس کارگروه استارتآپی جایزه آزاده فعالیتهای آزاده داننده و تیم کنونی را مورد توجه قرار داد و گفت که ما تلاش کردیم که مسیر آزاده را ادامه دهیم، به همین دلیل در این سال یکی از موضوعات رویداد را به روایت داستان زنان کارآفرینی اختصاص دادیم که در تمام بحرانهای اخیر، به دیگران اندیشیدند و با تمام سختیهای کسب و کار، مسولیت اجتماعی خود را انجام دادهاند.
تجربه بحران در میان گلها
در پنل مسئولیت اجتماعی سومین دوره از جایزه آزاده، چندین استارتآپ و کسبوکار، تلاش و تمرین ایستادگی در روزهای سخت و بحرانی را روایت کردند. نخستین روایت به «بام سبز سیروس» کسبوکاری در محله سیروس تهران برمیگردد. بهشته اسمعیلی و حامد معنویپور، همبنیانگذاران این کسبوکار، فعالیت خود را در محله سیروس با هدف ایجاد اشتغال برای زنان و تبدیل فضاهای بلااستفادهی خانهها به مزارع شهری آغاز کردند. «بام سبز سیروس» با مشارکت زنان محله شکل گرفت و گلخانه گلشن نیز که محلی برای جمعآوری گلدانها بود، به مرور به محلی برای حضور و فعالیت حدود ۴۰ کودک تبدیل شد.
با آغاز جنگ و تعطیلی گلخانه، ارتباط با کودکان قطع نشد. کلاسهای آنلاین و برنامه داستانگویی شبانه ادامه پیدا کرد تا بخشی از زندگی عادی کودکان حفظ شود. همزمان، با کاهش شدید درآمد برخی خانوادهها، ۸۰ میلیون تومانی که از سمت خیری بهدست رسیده بود میان ۱۲ خانواده آسیبدیده تقسیم شد.
پس از کاهش شدت بحران، کارگاههای هوش هیجانی و فعالیت کتابخانه گلخانه برای بازگرداندن کودکان به فضای گفتوگو، یادگیری و زندگی عادی از سر گرفته شد.
آنها درباره این تجربه میگویند:«ما نمیتوانستیم جنگ را متوقف کنیم، نمیتوانستیم همه مشکلات خانوادهها را حل کنیم؛ اما میتوانستیم نگذاریم آدمها در این روزهای سخت تنها بمانند. برای ما مسئولیت اجتماعی یعنی همین؛ وقتی بحران میرسد، جامعهای را که سالها برای ساختنش تلاش کردهای، تنها نگذاری.»
مسئولیت اجتماعی عضوی از کسبوکار است
در ادامه سپیده میرکریمی، از مجموعه «پزشکت»، در این پنل از تجربه کسبوکار خود در دوران جنگ گفت. او اشاره کرد که این مجموعه از هشت سال پیش فعالیتهای مسئولیت اجتماعی خود را آغاز کرده، اما جنگ اخیر آزمونی متفاوت برای آن بوده است. به گفته میرکریمی، با افزایش نیاز مردم به خدمات سلامت، پزشکی و روانشناسی و کاهش دسترسی بخشی از جامعه به این خدمات، اولویت از توسعه کسبوکار و فروش به مسئولیت اجتماعی تغییر یافت. در این دوره پزشکان و مشاوران پزشکت، خدمات مشاورهای را رایگان ارائه کردند و تیم پشتیبانی و فنی نیز فعالیت خود را متوقف نکرد.
میرکریمی همچنین گفت:«مسئولیت اجتماعی یک رویداد، نقطه قوت یا مزیت رقابتی نیست؛ مسئولیت اجتماعی را باید به کسبوکار اضافه کنیم و بدانیم که عضوی از کار است.»
به گفته او، استقبال کاربران و پزشکان از خدمات رایگان و بازخوردهای مثبت آنها، به تیم پزشکت انگیزه داد تا فعالیت خود را در طول بحران ادامه دهد؛ هرچند اختلال اینترنت برخی مشکلات زیرساختی ایجاد کرده بود.
فناوری در سفرهی کشاورزان
کتایون سپهری در ادامه به یکی از مسائل مهم مناطق روستایی یعنی محدودیت دسترسی به انواع منابع، اطلاعات و دانش روز اشاره کرد. مسئلهای که به گفته او، زهرا ایرندگانی از ایرانشهر،تلاش کرده آن را برای کشاورزان تا حدی برطرف کند و با بومیسازی دانش، زیرساختی ارزشمند در احتیار روستاییان قرار دهد.
زهرا ایرندگانی، بنیانگذار استارتآپ «آگروهاب»، بهمنظور توسعه و توانمندسازی کشاورزان سیستان و بلوچستان، در دوران جنگ ۱۲روزه با وجود اختلال در دسترسی به متخصصان و زنجیره تأمین، مشاوره تخصصی رایگان درباره تغذیه گیاه، انتخاب کود، شوری آب و pH خاک به کشاورزان و گلخانهداران مناطق مختلف ارائه کرد. او پس از پایان همکاری سهماهه خود با شرکت نیز آموزشها را از طریق پیامرسانهای داخلی ادامه داد و برای سادهتر کردن دانش تخصصی از محتوای آموزشی به زبان محلی و هوش مصنوعی استفاده کرد.
ایرندگانی درباره این تجربه گفت: «برای من ارزش واقعی این کار زمانی بود که دانش از صفحه نمایش عبور کرد و به تصمیم کشاورز رسید. وقتی کشاورز با آگاهی بیشتری انتخاب میکند، به حفظ خاک و آب کمک کرده و محصول سالمتر و پربارتری به دست میآورد.» ایرندگانی از آذر ۱۴۰۴ تا شهریور ۱۴۰۵ این فعالیت را ادامه داده و اکنون حدود ۴۰۰ مخاطب در پیامرسانهای داخلی دارد.
تکنولوژی به کمک کودکان آمد
کتایون سپهری در ادامه بر اهمیت کودکان و عدالت آموزشی تاکید کرد و نفیسه گنجی، مدیرعامل و بنیانگذار «سندکت» روایت خود را از این مسیر توضیح داد.
گنجی که پیش از این در پروژههای حوزه فناوری اطلاعات فعالیت کرده بود، گفت که در سال ۱۴۰۲ تصمیم گرفت مسیر حرفهای خود را به سمت توانمندسازی زنان و کودکان تغییر دهد. او با توجه به وضعیت آموزش در کشور، پلتفرم آموزشی خود را با هدف هوشمندتر کردن فرآیند آموزش و جذب بیشتر دانشآموزان طراحی کرد. پلتفرمی که با استفاده از بازیوارسازی و هوش مصنوعی، عملکرد دانشآموز را تحلیل و محتوای متناسب با نقاط ضعف و قوت او را پیشنهاد میدهد.
این مجموعه در جریان جنگ ۱۲روزه، با قرار دادن خدمات خود در اختیار دانشآموزان بیشتر، از طریق پلتفرم «شاد» به حدود ۶۰ هزار دانشآموز خدمات ارائه کرد. پس از تشدید بحران و اختلال ارتباطی، فعالیت آنها در استانهایی مانند هرمزگان، به روستاهای صعبالعبور نیز گسترش یافت. بهگونهای که اکنون حدود ۲۵۰ دانشآموز در ۱۰ روستا از این طرح استفاده میکنند.
گنجی درباره هدف این طرح گفت:«میخواستیم در آموزش وقفه ایجاد نشود.» و برای همین، تیم او در حال توسعه یک راهکار آفلاین برای دانشآموزانی است که حتی در این مناطق نیز دسترسی مناسبی به اینترنت ندارند.
کودکان را درگیر چنگ نکنیم
کتایون سپهری در معرفی این ارایه گفت: وقتی صدای جنگ وارد خانهها شد، آیقصه تصمیم گرفت صدای صلح را به گوش بچهها برساند.
زهرا عمرانی، همبنیانگذار «آیقصه»، از تلاش این مجموعه برای حفظ آرامش کودکان در روزهای جنگ ۱۲روزه گفت. او به پیامهایی اشاره کرد که کودکان هنگام اختلال برای آیقصه میفرستادند و میگفتند: «آیقصه جون کجایی؟ ما شبا بدون تو خوابمون نمیبره.» به گفته عمرانی، همین پیامها نشان داد قصه برای کودکان فقط سرگرمی نیست و میتواند بخشی از احساس امنیت آنها باشد.
با آغاز جنگ، آیقصه سرورهای خود را به داخل کشور منتقل و پس از آن تمام محتوای پلتفرم را به مدت چهارماه رایگان ارائه داد تا کودکان بدون دغدغه دسترسی و پرداخت، همچنان بتوانند قصه گوش کنند. این مجموعه همچنین قصههایی متناسب با فضای جنگ تولید کرد و بیش از هزار نفر در نشستهای حضوری رایگان آن درباره تابآوری و مدیریت روان در بحران شرکت کردند. با تعطیلی مدارس نیز چندین کتاب و مجله تولید و به سراسر ایران ارسال شد.
عمرانی همچنین گفت:«این کار مسئولیت اجتماعی ما نبود؛ مسئولیت انسانی و حرفهای ما بود.» او مهمترین درس این تجربه را نیز اینطور بیان کرد:«ماندگاری یک کسبوکار لزوما به معنای حفظ خود کسبوکار نیست؛ به این معناست آن مأموریتی را که کسبوکار به خاطرش ساخته شده، حفظ کنیم و پیش ببریم.»
تکنولوژی در خدمت آرامش
کتایون سپهری در مقدمه گفت که بیماران یا همراهان بیمار را در تریاژ اورژانس دیدهاید که چقدر مضطرب و عصبی هستند؟ زهرا اکبری و تیم نگاه نو از شیراز، از تکنولوژی بهره گرفتند تا این استرس را کم کنند.
زهرا اکبری، همبنیانگذار تیم «نگاه نو»، تجربه این مجموعه در حوزه سلامت و اقدام آنها در جریان جنگ ۱۲روزه را روایت کرد. به گفته او، در شرایطی که مراجعه به بیمارستان برای بیماران و خانوادههایشان با اضطراب بیشتری همراه شده بود و همزمان فشار بر کادر درمان و محدودیت منابع افزایش یافته بود، این تیم تلاش کرد بخشی از این سردرگمی را با استفاده از فناوری کاهش دهد.
نگاه نو پیش از این با هدف تسهیل دسترسی بیماران به خدمات درمانی، اپلیکیشن «بیمارستان من» را طراحی کرده بود. در جریان جنگ، این اپلیکیشن بهصورت رایگان در اختیار بیماران قرار گرفت و اولویت به ارائه خدمات به بیماران آسیبدیده از جنگ تغییر یافت. این راهکار با در نظر گرفتن شدت بیماری، نیازهای تخصصی بیمار و ظرفیت بخشهای مختلف، به انتخاب مناسبترین بخش درمانی برای هر بیمار کمک میکرد.
این سیستم در بیمارستانهایی در شهر تهران، شیراز، اصفهان، تبریز و مشهد پیادهسازی شد. هدف از آن این بود که در شرایط افزایش تقاضا و محدودیت منابع، زمان انتظار و سردرگمی بیماران کاهش پیدا کند و دسترسی به خدمات درمانی عادلانهتر شود.
اکبری درباره این تجربه گفت:«در سختترین روزها فهمیدیم تکنولوژی فقط ابزار نیست؛ بلکه میتواند امید را زنده نگه دارد. ما فقط اپلیکیشن راهاندازی نکردیم، بلکه در دل بحران پلی بین مشکل و نجات ساختیم.»
سلامت مادر و کودک مهم است
کتایون سپهری گفت که فاطمه، بنیانگذار «مامکید» از بندرعباس، فعالیت خود را با یک تجربه تلخ و برای جلوگیری از مرگ کودکان آغاز کرد. پس جنگ و موشک و بسته شدن راه زمین و دریا، دلیلی برای توقف کمک به سلامت مادر و کودک نمیشد.
فاطمه معماری گفت که در جریان یک طرح پژوهشی در بیمارستان، شاهد مادری بود که برای بیماری ساده کودک خود از جزیره هرمز به بندرعباس آورده بود، اما کودک در بیمارستان به یک بیماری واگیردار مبتلا شد و جان خود را از دست داد. این تجربه، معماری را به این فکر رساند که هیچ مادری نباید به دلیل فاصله جغرافیایی یا ناآگاهی، از دسترسی به پزشک برای خود یا فرزندش محروم بماند.
او در این باره گفت:«اگر مادر نمیتواند به متخصص برسد، ما باید متخصص را به مادر برسانیم.» مامکید با آغاز جنگ و تعطیلی مطبها و اختلال اینترنت، با تلاش بسیار در جمعآوری شماره تلفنها، امکان دسترسی تلفنی مادران و کودکان به متخصصان را فراهم کرد. همچنین دوره تخصصی آموزش شیردهی در روزهای جنگ که پیش از این بهصورت پولی ارائه میشد، بهصورت رایگان در اختیار مادران قرار گرفت. این خدمات با همکاری بیمارستانها و کلینیکهای دوستدار کودک در بندرعباس و شیراز به حدود ۱۸۰۰ نفر رسید.
کتایون سپهری در پایان گفت «این هفت روایت، هفت شکل متفاوت از مسئولیت اجتماعی بودند؛ اما یک نقطه مشترک داشتند: در روزهایی که هرکس میتوانست فقط به نجات خودش فکر کند، این کسبوکارها تصمیم گرفتند توان خود را برای دیگری به کار بگیرند.» این زنان استارتاپی مسئولیت اجتماعی را "در روزهای سخت، کنار مردم ماندن" تفسیر کردند
فیروزه صابر نیز در جمعبندی این نشست، تابآوری را صرفا سازگار شدن با بحران ندانست و گفت که تابآوری یعنی مواجهه واقعبینانه با بحران، استفاده از عقل و تلاش برای بهبود و تغییر شرایط. به گفته او، روایتهای این پنل نشان داد که کارآفرینان اجتماعی در سطوح مختلف، از حل یک مسئله محدود تا ایجاد تغییر در جامعه، میتوانند ظرفیت جمعی را برای مواجهه با بحران افزایش دهند و این کار، زیبایی کارآفرینی است.